X
تبلیغات
رایتل

روستای گزل دره ساوه -گزل کندیم

مناطره

یه شغرگغتم به این مضمون

به باغستان شدم محو تماشا
اسیرم کرده آن چشمان شهلا
به قامت سرو وروی همچو ماهش
تگر اکنون شدم مجنون به لیلا

به نصمین اون شعر گفته شد

به باغستان شدم بهر تماشا...
بدیدم دلبری رعنا و شیدا
قدش چون سرو و اندامش چو گل نرم
دو چشمش شوخ و نگهش گرم
لبش همچون انار قاچ خورده
خداوندا دلم را پاک برده
دو زلفونش که افشان کرد بر دوش
هزاران بار برد از سرم هوش

وذوستی گفت

تو که محو تماشای شکاری
به قدش سرو زیبا مینمایی_
به باغستان چرا اکنون برادر _
به قلبش کن ورود تو شهریاری

در جوابش گفتم

نه دز بستان نگاری همچو او هست
نه در باغ نغمه ای چون صوت او هست
اگر در شهر خود من شهریازم
ندانم میل او بر شهر یار هست
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :