X
تبلیغات
رایتل

روستای گزل دره ساوه -گزل کندیم

آدینه شبی شدم برون از خانه

  آدینه شبی شدم برون از خانه

تا وا کنم دل تنگ ز حصار خانه
پا پوش به پای من تنگ آمد
تا لحظه ای از یاد نبرم حصار خانه
بر کوچه شدم جمله خلایق دیدم 
مرد با اهل وعیال کند حرید خانه
فکرم همه این چه سو روم تنهایی
تا باز نگردم به سوی حانه
در یاد مرا کهنه رفیقی آمد
زنگی بزذم بیا برون از خانه
گفتا که گلگشت نمودم امروز
خسته شدم تازه رسیدم خانه
بوستان به مقابلم دیدم گفتم
قطعه شعری نویسم برای خانه
بر روی چمن فکنده سفرهای رنگین
یاد اور میز شام درونه خانه
یک نیمکت شکسته شد مشتاقم
فریاد بزد خوش امدی هم حانه
اول ز دو لب سلامش کردم
انگار که اوست بزرگ خانه
اینست سزای همچو من تنهایی
گر ادینه شبی رود برون از خانه
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :